هفته ی پیش بالاخره کار ترجمه و زیرنویس فیلم استاکر را تمام کردم. خیلی وقتم را گرفت و خیلی انرژی برایش صرف کردم ولی ارزشش را داشت. شعر ها را هم در ادامه مطلب گذاشتم. به هر حال نمی دانم کجا هستی و این فیلم کی به دستت می رسد ، اما منتظر نظرت هستم.
لفظ شاهکار به راستی برازنده ی این فیلم است. فیلمی که صرفا از طریق فیلم بودن مفهومش را میرساند و نه چیز دیگر. مثلا فیلتر های قهوه ای رنگ که در فیلم نامه نوشته شده ، چطور قرار بود به نمایش در بیاد ؟ و چطور قرار بود فرق بین منطقه و دنیای بیرون مشخص باشد ؟ و چه "شعری " به این وضوح می تواند ، جوهره ی "سینما " را نشان بدهد ؟!
داستان فیلم چه خوب خودش را پیدا میکند و پیش میرود. از خانه ی استاکر به کافه. از کافه به منطقه. و دوباره از منطقه به کافه و به خانه ی استاکر. به همین سادگی یک رفت و برگشت در داستان صورت می گیرد. حالا فضای عصبی خانه را با آن صدای قطار و گریه های همسر استاکر را با آخر فیلم و صحبت های زن و فضای صمیمیش مقایسه کنید وبه این صورت حرکت در داستان را به وضوح می بینید.
راز.............................. اتاقی که توش بارون میاد.......... دختری که با چشمهاش لیوان ها رو تکون میده .......... صدایی که نویسنده رو از حرکت باز میداره ................. سگی که همه جا دنبال شخصیت ها حرکت میکنه.
آیا بینندگان توانایی کشف این راز ها رو دارند ؟ یا هنوز برای فهم تمام شگفتی های استاکر نارس هستند ؟
حقیقت ............... مثلث برمودا ............ معجزه ................. کوزه ای عتیقه در موزه ................. ایمان و سجده ......... .مسیح ...
و امید ................... مثل همه ی کارهای تارکوفسکی ................... کودکی که بر خلاف همه ی دنیای بیرون رنگی و شادابه .
معجزه ............. معجزه ای که حاصل از امیده .
آرزو .......... و فقط آرزو های پنهان .
و شعر پایانی فیلم :
چشمانت را دوست می دارم ، ای دوست....
و آن فریبنده حرکات آتش وارش را ....
و هنگامی را که به ناگاه خیره می شوند
به سان آذرخشی آسمانی که همه جا را می لرزاند
اما من چیز دیگری را در شگفت و تحیرم ....
چشمانت را
زمانی که به زیر افکنده شده اند
هنگامی که شعله های آسمانی عشق در آنها فرو خفته است
و در آن گاه
می توان از میان مژگان اندوهگینت
خواهش غمگین و سرد " آرزوها " را دید
ادامه مطلب
این مطلب در سه قسمت ارائه خواهد شد ، که به بررسی مختصر سه موج سینما می پردازد. این سه موج که قبل از سینمای مدرن ، فیلمهای مدرنی را ارائه می دادند ، به نوعی پیشگامان موج نو سینما و آغاز سینمای هنری اروپا بودند. این مطالب با کمک از کتاب جامعه شناسی سینما نوشته ی جورج ا. هوکو نوشته شده اند و امیدوارم که مفید واقع شوند.
قسمت اول : اکسپرسیونیسم آلمان ( 1920 – 1931 )
نمودهای ظاهری:
1. ترکیب بندی ها بر خطوط اریب و زاویه های شکسته تاکید دارند.
2. اشیای بزرگی مثل خانه ها ، برجها و ... که با حرکات عمودی محسوس دوربین نمایش داده می شوند ، نسبت به انسانها ، یا بسیار بزرگ یا بیش از حد کوچک هستند.
3. تمامی اشکال دائما در اثر نورها و سایه ها ، در حال تغییر هستند.
4. توده های مردم در رابطه با معماری سازمان داده شده اند و آدمها در ترکیب بندی ها ، تحت اشعاع اشیای بزرگ قرار گرفته اند.
5. در شیوه ی بازیگری ، حرکات آرام و درونی ، تبدیل به حالات ناگهانی و مصنوعی شده اند.
6. تکنیک دوربین بر تحرک ، زوایای بسیار بسته و استفاده از دوربین ذهنی تاکید دارد.
7. شخصیت پردازی روانشناسانه وجود ندارد.شخصیت ها یک بعدی و بخشی از یک ذهن واحد هستند.
8. فیلمها کاملا در خدمت تصاویر بصری هستند ، به همین دلیل تمامی زیر نویس ها حذف شده و تبدیل به میان نویس می شوند.
درون مایه :
این فیلمها که بر گرفته از فضاهای گوتیک در معماری و نقاشی های اکسپرسیونیستی هستند ، بیشتر به فضاهای ترسناک و غیر طبیعی میپردازند. و موضوع اکثر آنها دیکتاتوری ، سلطه جویی ، جنایت و مرگ است.
" واقعیت " در آنها ، عبارت است از تجربه های ذهنی از وحشت ، ترس ، تحقیر ، دیگر آزاری ، خود آزاری و تعدی.
" مردم " عبارتند از کارمندان اداری ، دانشجویان ، آموزگاران ، کارگران ، و کارمندان دون پایه. محیط این فیلمها ، غیر انسانی ، خصومت آمیز ، و سرشار از خبث طینت است.
اشیای کوچک ، در این فیلمها معمولا به عنوان نمادهایی آشکار ظاهر می شوند. و مسائل جنسی در این فیلمها بسیار ویرانگر نمایش داده شده است.
فیلم ها :
در این مکتب 21 فیلم ساخته شده است که مهمترین آنها عبارتند از :
1. مطب دکتر کالیگاری- 1920-روبرت وینه
5. پلکان عقبی-1921- پل لنی و سینر
7. دکتر مابوزه ، قمارباز – 1922 – فریتز لانگ
10. نوسفراتوی خون آشام – 1922 – فردریش مورنائو
14. آخرین خنده – 1924 – مورنائو
18. متروپولیس – 1927 – لانگ
21. ام ( قاتل ) – 1931 – لانگ
در قسمت های بعد دو مکتب دیگر یعنی اکپرسیو – رئالیسم شوروی و نیو رئالیسم ایتالیا مورد بررسی قرار می گیرند.

